این هم قشنگ گفته!

آنکس که بداند و بداند که بداند
بايد برود غاز به کنجي بچراند

 
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خويش به گوري بتپاند


آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتي و با پول خر خويش براند


آنکس که نداند و نداند که نداند
بر پست رياست ابدالدهر بماند

در و گوهر

داشته باشید حاجی­مون چی گفته بوده:

درد من از تنهایی نیست؛ بلکه از نابودی ملتی است که گدایی را قناعت، بی­عرضگی را صبر و با لبخندی بر لب، این حماقت را حکمت خداوند می­دانند.  گاندی

 

کیس استادی

در شهرکی به نام اندیشه که با جمعیتی رو به تزاید روبه­رو است، نانوایی­های غیردولتی در جای­جای شهر در حال تاسیس هستند. از آن­جا که این نانوایی­ها آرد را به شکل بدون یارانه و آزاد تهیه می­کنند، قیمت تمام­شده­ی نان بالاتر و در نتیجه قیمت آن نیز بیشتر است (البته کیفیت نسبی نان این نانوایی­ها نیز به همین دلیل بهتر است). اخیرا یکی از خانواده­های قدیمی ساکن در یکی از کوچه­های این شهرک که به تنهایی جمعیتی در حدود 600 تا 700 خانوار را در خود جای داده، اقدام به راه­اندازی یک باب نانوایی بربری کرده است. این نانوایی به یک تنور ماشینی دست­دوم مجهز است و شاطر آن نیز یک شاطر معمولی (و نه ماهر) و به دور از هرگونه دانش حرفه­ای این کار است (چه در پخت نان، چه در پوشش و لباس و چه در رفتار با مشتری). از سوی دیگر، صاحب نانوایی برای کاستن از هزینه­های تولید نان، تنها همین یک نفر را به استخدام خود درآورده و تمام فرایند پخت نان (ساختن خمیر، چانه­گیری، اضافه کردن کنجد، گذاشتن نان در تنور، بیرون آوردن نان از تنور، گرفتن پول از مشتری و الخ) را برعهده­ی همین یک نفر قرار داده است. کیفیت محصول این نانوایی بد و مشتریان از آن ناراضی هستند اما بیشتر آن­ها به دلیل نزدیکی نانوایی به محل و ترجیح خوردن "نان گرم بی­کیفیت" از این نانوایی خرید می­کنند. (بارزترین نکته­ای که در شاطر این نانوایی به چشم می­خورد پوشیدن شلوار کردی و عرق­گیر در محیط کار است!! و بارزترین نکته­ای که در ساختمان این نانوایی به چشم می­خورد آجری بودن و نماکاری نشدن دیوارها و گچ و خاک­های گله­به­گله است).

پس از یک یا دو ماه از کار این نانوایی، درست روبه­روی آن یک نانوایی دیگر راه­اندازی شد. این نانوایی جدید در حدود یک ماه و در سکوت کامل مشغول آماده کردن مغازه و تجهیزات بود و ناگهان از تجهیزات خود رونمایی کرد. نانوایی جدید که نان سنگک به دست مردم می­دهد، به شکلی کاملا حرفه­ای تجهیز شده است. تنور دورکاری شده با آجرهای سه­سانتی نسوز، سنگ­های مرمر 40 سانتی­متر مربعی، سیستم تهویه­ی مطبوع داخلی، تنها بخشی از کار بزرگی است که صاحب این نانوایی جدید برای زیباسازی و ارتقا سطح خدمات نانوایی انجام داده است. او از دو نانوای حرفه­ای کمک گرفته است که یکی از آن­ها (شاطر) حقوق روزانه­ای معادل با چهل هزار تومان دارد و شاگرد او هم به نسبت از حقوقی مکفی برخوردار است. آن­ها یونیفرم­های مخصوص خود را می­پوشند و نان­های با کیفیت بسیار عالی (به گفته­ی ساکنان محل) به دست مشتریان خود می­دهند. اخلاق خوب و حرفه­ای آن­ها نیز موجب رضایت مشتریان شده است. نکته­ی قابل توجه در نانوایی جدید این است که صاحب آن، از نسل چهارم نانواهای قدیمی و سنتی­کار سنگک است و پدر و پدربزرگ و جد او نیز به کار نانوایی اشتغال داشته­اند؛ این درحالی است که صاحب نانوایی بربری بدون هیچ دانشی از شغل نانوایی و تنها برای راه­اندازی یک کسب و کار به تاسیس نانوایی دست زده است.

با تمام این اوصاف، کار این چند وقت نانوایی اول به این شکل است که شاطر و صاحب آن جلوی در مغازه­شان بنشینند و تک و توک به دست برخی از مشتریان نان بربری بدهند و نظاره­گر صف طولانی مقابل نانوایی سنگک روبه­روی خود باشند. این موضوع موجب سرخوردگی شدید صاحب نانوایی بربری گشته است به گونه­ای که دیگر حتا جواب سلام همسایگان خود را نیز نمی­دهد (جملگی همسایگان به خریدن نان سنگک گرایش دارند و از نانوایی بربری خرید نمی­کنند).

من در این کیس جالب، تمام مسایل راه­اندازی، گرفتن سهم بازار، پروموشن، ثبات و سودآوری و رقابت را به روشنی می­بینم. اعتقاد دارم هر کسی که رویای وارد شدن به فضای کسب و کار را در سر می­پروراند، باید خود را به جای صاحب نانوایی بربری قرار دهد و برای خروج از این بن­بست راهی پیدا کند. به­طور خاص هر دانشجوی مدیریت که یکی از بخش­های پررنگ فعالیت آینده­اش به مشاوره با شرکت­های مختلف اختصاص خواهد یافت باید به این کیس فکر کند و به راه حل بیاندیشد. در پایان فکر می­کنم اگر دوره­های دوساله­ی مدیریت اجرایی با معرفی یک یا دو کیس خاص در کل دوره آغاز می­شدند و همان­طور که از طول دوره می­گذشت، دانشجویان با دانش حل گام­های مختلف مساله آشنا می­شدند اثربخشی این دوره­ها دو چندان می­شد.

 

روز اول

حکایت عجیبی­ست: "مدیریت یعنی هنر انجام کارها بوسیله­ی دیگران"