از تقدیم کردن خوشم میآید. نویسندهی کتاب, زحمات چندسالهی خود را به پدر و مادرش, روح درگذشتهای از مجموعهی دوستانش, همسر و کودکانش تقدیم میکند. فوتبالیست پس از زدن گل, آنرا به کشورش یا هواداران باشگاهش تقدیم میکند. محققان پس از دستیابی به نتیجهی سالها تلاش و کوشش خود, آن را تقدیم میکنند. از این دست موارد کم نیست و من همهی آنها را دوست دارم. وقتی میبینمشان کیف میکنم. این کار هم به صاحب اثر, هم به کسی که اثر به او تقدیم شده و هم به من شادی میدهد. کار قشنگی است. اما من "آن" را به چه کسی تقدیم خواهم کرد؟ خدایا گره از کارم بگشای و اجازهده این راه دهساله را بپیمایم, نورم باش و تاریکیهای نهچندان کم این مسیر را برایم روشن ساز؛ به خودت قسم این کار تقدیم به تو و پیامبرت خواهد بود...اگر لایق بدانی
پینوشت: به میم.کاف.پور, ح.ب.افشان, الف.ب.قادر, ح.ت.گلسفیدی: ...و خدایت را "عبادت کن" تا آنگاه که آن یقین را به تو عطا کند...(حجر:آیهی آخر)