فرهنگ پر مایع(!) ایرانی یا به کجا چنین شتابان

دیدن آیتم‌های عجیب و غریب در منوی رستوران‌ها از خرچنگ و اختاپوس سوخاری گرفته تا میگوی رول‌شده در بیکن برایم تا اندازه‌ای عجیب بود ولی نبودن توالت معمولی و به جای آن بودن توالت‌های سرپایی در رستوران‌های شهر دیگر از آن چیزهاست!

آ بهمن

به یاد تمام دل‌داده‌ها و دل‌سوخته‌های دنیا و به یاد شادروان بهمن علاالدین که صدایش را تازگی‌ها کشف کرده‌ام:


چه خووه مال بار کُنه، یارت وابات بو

 

کومیت چال، زین مخملی، به زیر پات بو

 

چه خووه مال بار وَنِه به دشت شیمبار

 

دستِ گُل مِنه دستُم بو، چی پار و پیرار

 

آی عزیزُم مِینا بِنَوش، دستمال هفت رنگ

 

چی تیات پیدا نَدا به ایل چارلنگ

 

ویدُم بی که بینُمِت دیدُم نبیدِت

 

خاطرُم جا نَگِره کندُم ز دینِت

 

مو اُوِیدم کَدّه رَه، ری کِردی وا پُشت

 

غم خُم کَم سیم نَبی، سردیت مونِ کُشت

 

آی عزیزُم مِینا بِنَوش، دستمال هفت رنگ

 

چی تیات پیدا نَدا به ایل چارلنگ

 

عاشقُم دیوونِیوم بیاین بکُشینُم

 

عاشقُم دیوونِیوم بیاین بکُشینُم

 

بِوَندینُم کَدّه گل، هیچ مگُشینُم

 

آی عزیزُم مِینا بِنَوش، دستمال هفت رنگ

 

چی تیات پیدا نَدا به ایل چارلنگ

 

آی عزیزُم مِینا بِنَوش، دستمال هفت رنگ

 

چی تیات پیدا نَدا به ایل چارلنگ